تبليغاتX
شهر سرنوشت


شهر سرنوشت

کلبه ی تنهاییه من

به کجا می نگری؟!

زندگی ثانیه ایست!!

وسعت ثانیه را می فهمی؟!

هیچکس تنها نیست...!!

ما خدا را داریم...!!

می شود با یادش همچو نسیم ، بال در بال پرستو، بوسه بر قلب شقایق ها زد و زیبا زیست

نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1390ساعت 11:30 توسط مهرزاد| |

كسي هرگز نميداند چه سازي ميزند فردا... 



چه ميداني تو از امروز چه ميدانم من از فردا..


 همين يك لحظه را درياب كه فردا قصه اش فرداست....

نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 0:33 توسط مهرزاد| |



عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او

عشق یعنی ملتهب از یک نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق یعنی عطرخجلت...شور       

عشق گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق یعنی"بی توهرگز"...پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان

عشق یعنی هرچه داری نیم کن

نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 21:23 توسط مهرزاد| |

دوستان عزیز...من مدتی نبودم که این شهر رو سار وسامان بدم...

بزودی با شعر های زیبا در خدمتتون هستم...

نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 14:4 توسط مهرزاد| |

girl_in_rain__72dpi.jpg

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌

پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

طلسم غربتم امشب شكسته خواهدشد

و سفره‌ای كه تهی ‌بود، بسته خواهدشد

و در حوالی شبهای عید، همسایه‌

صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌

همان غریبه كه قلك نداشت‌، خواهدرفت‌

و كودكی كه عروسك نداشت‌، خواهدرفت

نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن1388ساعت 0:6 توسط مهرزاد| |


:قالبساز: :بهاربیست:

 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - مجله شب فارسی - سایت عکس باران